با پشتیبانی Blogger.

دنبال کننده ها

۱۳۹۱ خرداد ۱۷, چهارشنبه

روز سه شنبه 6 ژوئن وزارت اطلاعات يا گشتاپوي ملايان, با به كارگيري تعدادي از مأموران شناخته شده اش, اقدام به برگزاري يك اكسيون و برگزاري يك جلسه با درخواست اخراج مجاهدين از فرانسه نمود. 



اين اكسيون با نمايش تعداد انگشت شمار مأموران وزارت در منطقه سنت ميشل پاريس برگزار شد. شركت كنندگان در اين نمايش عبارت بودند از: محمد حسين سبحاني ـ غفور فتاحي ـ بتول سلطاني ـ  نسرين ابراهيمي ـ مهدي سجودي ـ محمودسپاهي ـ علي جهاني ـ محمد رزاقي ـ علي راستگو ـ مهدي خوشحال ـ نادر نادري ـ محمد كرمي ـ جواد فيروزمند, طيبي, حامد صرافپور, همايون كهزادي.


صحنه گرداني اين نمايش رسوا به عهده جهانگير  شادانلو بود كه مدارك مزدوري او در دادگاه پاريس افشا گرديد. وظيفه عكس برداري و گرفتن فيلم از اين نمايش بر عهده برخي از همين مأموران بود, كه عبارت بودند از: ادهم طيبي و يك بسيجي سابق به نام سعيد محمدياري, روح الله تاجبخش


اين نمايش, پس از 10 دقيقه جست و خيز مزدوران و بي اعتنايي عابران و شهروندان فرانسوي, تعطيل گرديد. 
۱۳۹۱ خرداد ۱۳, شنبه

به گزارش جيمي کرافورد در سي ان ان, يک دادگاه استيناف فدرال به وزير خارجه هيلاري کلينتون دستور داده است يک تصميم سريع در مورد اينکه آيا يک گروه مخالف ايراني را از ليست سازمانهاي خارجي تروريستي وزارتخارجه خارج ميکند بگيرد.


دادگاه استيناف آمريکا در شعبه کلمبيا به کلينتون ۴ ماه از جمعه داد تا درخواست مجاهدين خلق را براي خروج از ليست يا بپذيرد و يا رد کند و يا اينکه دادگاه يک حکم به اصطلاح منديمس صادر خواهد کرد و خودش اين گروه را از ليست خارج خواهد کرد.
دادگاه در حکمش گفت: ”به ما هيچ دليل کافي داده نشده که چرا وزير طي ۶۰۰ روز گذشته قادر نبوده تصميمي را اتخاذ کند که کنگره براي آن به وي ۱۸۰ روز مهلت داده بود”. ”چنانچه وي ظرف اين مدت (۴ماه) اقدام نکند درخواست براي حکم منديمس در مورد لغو نامگذاري (در ليست سازمانهاي خارجي تروريستي) پذيرفته خواهد شد”.
۱۳۹۱ خرداد ۱۲, جمعه

کساني‌که به‌جاي دفاع از حقوق مسلّم و انکارناپذير اشرفيان که در همه قوانين و کنوانسيونهاي بينالمللي به‌رسميت شناخته شده است، خواهان تسليم و زانو زدن مجاهدان اشرف در برابر ولايتفقيه و عوامل آن در عراق هستند؛ تمامي آنها، بدون شک، در خدمت همين رژيم و جبهه متحد ارتجاع و بخش ولايتفقيه در عراق، عمل مي‌کنند. 
چنآن‌که گفتم، اين فرومايگي‌ها نه ”في سبيل الله“ است و نه از سر ”عرق پرولتاريايي“ يا غيرت ملي. 
سراپا بيغيرتي و بيشرافتي است. دست تکان دادن و عشوه سياسي براي ارتجاع هار و وحشي است. 
ناديده گرفتن مرزبندي سرخ و خونين با دشمن ضدبشري است. مخدوش کردن مرز مقاومت با تسليم است. که از ابراهيم بت شکن تا اسپارتاکوس و زاپاتا، و از امام حسين تا مقاومت يونان و اسپانيا، و از بابک خرمدين و سربداران تا دليران تنگستان و ستارخان و اميرخيز، از برجستهترين دستاوردهاي بشريت است، از سوي هر کس که باشد، خائنانه و مشمئز کننده و دقيقاً در خدمت بقاي رژيم و بر ضد قيام و سرنگوني است. 
با هر بهانه و تحت هر عنوان و هر پوششي که در جبهه ارتجاع و بخش ولايتفقيه و پشتيبانان و دم و دنبالچههاي آن در سراسر جهان، ارائه شود، فرقي نمي‌کند و مضمونش همين است. در خدمت بقاي رژيم و بر ضد قيام و مقاومت براي رهايي است.

72  سال پيش ژنرال چارلز دوگُل  رهبر مقاومت فرانسه در حاليکه در تبعيد بسر ميبرد  شروع   مقاومت عليه نازيسم را اعلام نمود. صداي وي همچنان از طريق مقاومت ايران تکرار ميشود" هر اتفاقي بيفتد   شعله هاي مقاومت نبايد   خاموش  شود و نخواهد شد". سه دهه گذشته  بيشترين تلاطم بدترين  در خاورميانه رخداده است که چشم اين طوفانها ايران بوده است. عنصر اصلي که ميتواند تعادل براي صلح در منطقه را بوجود آورد يک سازمان پشتيبان دموکراسي بنام مجاهدين است که توسط رژيم تهران مورد تهديد قرار گرفته است.  اين گروه يک پيام رادر خلال مبارزه حماسي اش با فاشيست مذهبي در ايران مرتبا تکرار نموده : 
"تنها روش براي يک راه حل منطقي و عملي بحران ايران تغيير دموکراتيک توسط مردم ايران و مقاومت سازمان يافته اش مي باشد."  اين سخن اخيرا توسط کميته بين المللي عدالت که از 4000 پارلمانتر شامل پارلمان بحرين و سناي آلمان تشکيل شده است تکرار شد. 
با نگاهي به درسهاي گذشته ما درميابيم که در سه دهه گذشته با شکست انکارناپذير غرب در سياستش براي تعظيم در برابر ملاها روبرو بوده ايم. مفهوم تغيير ذات يک افعي براي بوسيدن و نه گاز گرفتن احمقانه بوده و گدايي براي يک موضوع منطقي از يک قاتل قرون وسطايي مردم ايران توهم است. طبيعت سيري ناپذير يک ستمگر بر پايه منشور "ولايت فقيه" و ادعاي نمايندگي خدا بر روي زمين و دستکاري مذهب بمنظور ايجاد يک فرقه ي بي سابقه در سراسر دنيا نميتواند با رقص ديپلماتيک خاموش شود.  
۱۳۹۱ خرداد ۱۱, پنجشنبه

تو نمي داني مردن
وقتي که انسان مرگ را شکست داده است
چه زندگي است.
الف. بامداد


گردن فرازان ورزش ايران زمين, که به رژيم اهريمني ولايت, « نه » گفتند,  و جاودانه شدند .
از چپ مجاهدان شهيد : فروزان عبدي ملي پوش واليبال,. صمد منتظري ملي پوش وزنه برداري و قهرمان آسيا, . حميدعترتي(علا کوشالي)عضو تيم منتخب فوتبال ايران,  مهشيد رزاقي فوتباليست  عضو تيم ملي اميد,  هوشنگ منتظر الظهور قهرمان كشتي فرنگي و عضو تيم ملي, حبيب خبيري ملي پوش فوتبال و كاپيتان تيم ملي ايران, ستارگان جاودان ورزش ايران كه در برابر ايلغار آخوندها قهرمانانه از شرف مردم ايران دفاع كردند. 
محمد بهروزي
۱۳۹۱ خرداد ۱۰, چهارشنبه




«اگر عمري باقي بود و امکاناتي به افشاي هر چه بيش‌تر سازمان و مجموعه روابط سازمان با قدرت‌ها و تلاش براي برگرداندن افراد سازمان خصوصا دو دل‌ها و مرددها و بالاخره حل شدن و محو شدن در مردم تحت رهبري امام. من هم محو خواهم شد در اين خط و تا حد توان در اين راه گام برخواهم داشت.» سعيد شاهسوندي,  روزنامه‌ي جمهوري اسلامي، ششم خرداد ۱۳۶۸»


چندى پيش دوست عزيزى مطلبى از سايت متعلق به علي کشتگر موسوم به "ميهن" را براى من فرستاد. عنوان آن "اشرف ايستگاه آخر" بود. با ديدن اين مطلب به اين نتيجه رسيدم که هر وقت فکر مي کنم که در هجوم تبليغات ضد مجاهدين همه برگها و ترفندهاي ممکن را ديده يا شنيده ام، بازهم آخوندها با رو کردن برگهاي ديگري، مرا غافلگير مي کنند!
به يکي از ياوه هاي "ميهن فروش" در اين نوشته توجه کنيد. نويسنده با اشاره به وقايع سال۱۳۶۵ و رفتن مسعود رجوي به عراق مي نويسد: «رجوي در آن دوره نه تنها به هشدار کساني چون “ابوالحسن بني صدر” و فرد با پرنسيبي چون دکتر قاسملو اهميتي نداد، بلکه در برابر مقاومت بعضي از سران مجاهدين در مقابل تصميم­ها و رفتارهاي بيمارگونه­اش، آن­ها را به حاشيه راند. صدور حکم اعدام براي “علي زرکش” – مسئول نيروهاي نظامي و از اعضاي کادر مرکزي سازمان – به علت مخالفتش با دستور طلاق­هاي دسته جمعي اعضاي مجاهدين و يا حذف “سعيد شاهسوندي” – از اعضاي قديمي و کادرهاي اصلي – به علت مخالفتش با حکم اعدام زرکش، نمونه­هايي از تصفيه­هاي دروني سازمان به حساب مي­آيد». 
وقتي نويسنده با پز چپ نمايي، و نام بردن از سعيد شاهسوندي و بني صدر به تکرار تبليغات نخ نماى وزارت اطلاعات رژيم ملايان استناد مي کند، ديگر بحث از يک ضد تبليغات معمولي گذشته و بيانگر ارتباط ارگانيک و سازمانيافته ميهن فروش مزبور با رژيم آخوندى است و با اين کار منزل و قرارگاه خود را در وزارت اطلاعات نشان مي دهد.