با پشتیبانی Blogger.

دنبال کننده ها

۱۳۹۱ خرداد ۲۴, چهارشنبه

سلسله مقالاتي در معرفي روز تاريخي سي  خرداد   سرآغاز مقاومت عليه رژيم ضد بشري ولايت فقيه , روز شهدا و زندانيان سياسي , در آستانه گراميداشت اين روز , براي  مشتاقان آزادي  كه  هر راهي جز مقاومت براي به زير كشيدن فاشيزم مذهبي و قرون وسطايي حاكم بر ايران  , انحرافي , فريبكارانه  و خيانت به مردم ايران ميدانند.
آري آنجا كه همه راههاي مسالمت آميز در برابر انحصار طلبي و ديكتاتوري به بن بست مي رسند , آنجا كه جز تسليم و سازش ويا مقاومت و نبرد هيچ راه ديگري ممكن و متصور نيست, مقاومت آغاز مي شود. مقاومت به هر قيمت  براي آزادي و استقلال و حاكميت مردمي  و در ميهن ما در سي خرداد 60 چنين شد. سي خرداد سر آغاز مقاومت در برابر توحش و خشونت:


چه بايد کرد؟


سخنراني مسعود رجوي در امجديه
۲۲خرداد۵۹ ـ مسعود رجوي در ميان ابراز احساسات پرشور بيش از ۲۰۰هزار تن از مردمي که در ورزشگاه امجديهٌ تهران گرد آمده بودند, ازجمله, چنين گفت: «... آمده ‌ايم بپرسيم که ديگر حالا چرا؟ در نظام جمهوري اسلامي چرا؟ و اين ‌که تکليف ما با اين اوضاع چيست؟ و خلاصه چه بايستي بکنيم؟ 

سلسله مقالاتي در معرفي روز تاريخي سي  خرداد   سرآغاز مقاومت عليه رژيم ضد بشري ولايت فقيه , روز شهدا و زندانيان سياسي , در آستانه گراميداشت اين روز , براي  مشتاقان آزادي  كه  هر راهي جز مقاومت براي به زير كشيدن فاشيزم مذهبي و قرون وسطايي حاكم بر ايران  , انحرافي , فريبكارانه  و خيانت به مردم ايران ميدانند.
آري آنجا كه همه راههاي مسالمت آميز در برابر انحصار طلبي و ديكتاتوري به بن بست مي رسند , آنجا كه جز تسليم و سازش ويا مقاومت و نبرد هيچ راه ديگري ممكن و متصور نيست, مقاومت آغاز مي شود. مقاومت به هر قيمت  براي آزادي و استقلال و حاكميت مردمي  و در ميهن ما در سي خرداد 60 چنين شد. سي خرداد سر آغاز مقاومت در برابر توحش و خشونت:
 انتخابات رياست جمهوري
۱۴دي ـ خميني درباره کانديداهاي انتخابات رياست جمهوري اعلام کرد: «بنا ندارم کسي را رد يا تاٌييد کنم.»
ـ عصر روز ۱۵دي, شماري از اعضا و رهبران سازمان مجاهدين در يک مصاحبه مطبوعاتي در دفتر مرکزي اين سازمان, مسعود رجوي, «عضو کادر رهبري مجاهدين» را به عنوان کانديداي انتخابات رياست جمهوري اعلام کردند. در اين مصاحبه مطبوعاتي موسي خياباني, ازجمله گفت: «... ما بعد از دقتّها و بحثهاي کافي و بعد از بررسي همهجانبه امر... تصميم گرفتيم در انتخابات رياست جمهوري, فعالانه, شرکت کنيم و بديهي است که با همين ديدگاه از انتخابات مجلس شورا نيز استقبال خواهيم کرد...»
مسعود رجوي در اين کنفرانس مطبوعاتي, «سرخطِ برنامه هاي انتخاباتي» خود را بيان داشت:
 «ـ تشکيل شوراهاي مردمي براي اداره امور مختلفِ سياسي و اقتصادي؛ 
   ـ ... استقلال, تماميت ارضي و تاٌمين حاکميت مردم  ايران بر سرنوشتشان؛
ـ تضمين آزادي کامل عقيده, بيان, قلم, مطبوعات, احزاب و کليه اجتماعات سياسي و صنفي, با هر عقيده و مرام؛
ـ تاٌمين حقوق مليتها...
ـ تضمين شرايط و حقوق اقتصادي و اجتماعي و سياسي مساوي براي زنان  و مردان کشور؛
ـ استقرار مساوات اسلامي ميان شيعيان و برادران اهل تسنّن و رفع تبعيض بين کليه اَتباع ايران, اعمّ از تشيع و تسنّن و ساير مذاهب و اديان توحيدي؛
ـ زمين براي دهقان, کار براي کارگر؛
ـ تاٌمين حق کار, مسکن, معيشت, آموزش و بهداشت براي عموم مردم...
ـ مبارزه با هرج و مرج و تاٌمين آسايش اجتماعي همه مردم...» (مجاهد, شماره ۱۸, ۱۸دي ۱۳۵۸).

سلسله مقالاتي در معرفي روز تاريخي سي خرداد سرآغاز مقاومت عليه رژيم ضد بشري ولايت فقيه , روز شهدا و زندانيان سياسي , در آستانه گراميداشت اين روز , براي مشتاقان آزادي كه هر راهي جز مقاومت براي به زير كشيدن فاشيزم مذهبي و قرون وسطايي حاكم بر ايران , انحرافي , فريبكارانه و خيانت به مردم ايران ميدانند.
آري آنجا كه همه راههاي مسالمت آميز در برابر انحصار طلبي و ديكتاتوري به بن بست مي رسند , آنجا كه جز تسليم و سازش ويا مقاومت و نبرد هيچ راه ديگري ممكن و متصور نيست, مقاومت آغاز مي شود. مقاومت به هر قيمت براي آزادي و استقلال و حاكميت مردمي,  و در ميهن ما در سي خرداد 60 چنين شد. سي خرداد سر آغاز مقاومت در برابر توحش و خشونت:
يورش به ستاد مرکزي مجاهدين


۲۳مرداد۵۸ ـ سازمان مجاهدين در اطلاعيه يي از توطئه يورش «چماقدارها و قَمه کشها» به ستاد مرکزي مجاهدين در ساختمان «بنياد علوي» پرده برداشت. در اين اطلاعيه, ازجمله, آمده است: «...ديروز به ‌دنبال هجوم به مراکز چند گروه سياسي و متعاقب حمله به تظاهرات و راهپيمايي و درگيريهاي خونين پريروز شايع شد که برخي عناصر و گروههاي ارتجاعي قصد حمله به ستاد جنبش ملي مجاهدين را دارند، همزمان با اين توطئه شايعه خلع سلاح مجاهدين نيز بر ‌سر زبانها مي ‌افتد... با پخش اين شايعه, بلافاصله, هزاران نفر از خواهران و برادران دلير ما به ستاد جنبش ملي مجاهدين مراجعه کرده و با استقرار در درون و بيرون ساختمان و براي مقابله با هرگونه حرکت توطئه آميز, ساختمان ستاد را در ميان گرفتند و اعلام کردند که اگر کسي قصد حمله به ستاد مجاهدين را داشته باشد, بايد از روي اجساد ما بگذرد.  اين خواهران و برادران تمام طول ديشب و هم چنين امروز در ستاد مجاهدين و در اطراف آن مستقر شده و به پاسداري از آن برخاستند... ما ... ضمن محکوم کردن هرگونه ايجاد ناآرامي و اغتشاش و هرگونه حمله و هجوم به آزاديهاي اساسي سياسي... به کساني که به چنين اَعمال و حرکاتي دست ميزنند, اعلام مي کنيم که اگر خود ضدانقلاب نباشند, اين قبيل اعمالشان در خدمت ضدانقلاب است...» (مجموعه اعلاميه ها و موضعگيريهاي سياسي مجاهدين..., ش ۲, ص ۶۵). 
طي حدود يک هفته، هزاران تن از نيروها و هواداران مجاهدين، به ‌طور شبانه‌ روزي با دست خالي و بدون سلاح از دفتر مرکزي جنبش ملي مجاهدين حفاظت مي  ‌کردند. به اين ترتيب که  ۴ ـ ۵ حلقه از هواداران مجاهدين دورتادور ساختمان «بنياد علوي» را گرفته بودند و اجازه نمي ‌دادند که چماقداران به ساختمان نزديک شوند.

سلسله مقالاتي در معرفي روز تاريخي سي خرداد سرآغاز مقاومت عليه رژيم ضد بشري ولايت فقيه , روز شهدا و زندانيان سياسي , در آستانه گراميداشت اين روز , براي مشتاقان آزادي كه هر راهي جز مقاومت براي به زير كشيدن فاشيزم مذهبي و قرون وسطايي حاكم بر ايران , انحرافي , فريبكارانه و خيانت به مردم ايران ميدانند.
آري آنجا كه همه راههاي مسالمت آميز در برابر انحصار طلبي و ديكتاتوري به بن بست مي رسند , آنجا كه جز تسليم و سازش ويا مقاومت و نبرد هيچ راه ديگري ممكن و متصور نيست, مقاومت آغاز مي شود. مقاومت به هر قيمت براي آزادي و استقلال و حاكميت مردمي,  و در ميهن ما در سي خرداد 60 چنين شد. سي خرداد سر آغاز مقاومت در برابر توحش و خشونت:
 مباني اعتقادي مجاهدين
مسعود رجوي: «روز ۳۰ فروردين من در قم با احمد خميني در حال ديدار و گفتگو بودم. هدف بيان اعتراضمان به رفتار با آيت الله طالقاني و درخواستهاي بر حق ايشان در باره شوراها و حقوق دموکراتيک مردم و هم چنين بيان شکايتهاي خودمان از رفتار جنون آميز پاسداران و کميته چي ها و حزب الّلهيها در سراسر کشور بود. در اثناي همين بحث، احمد خميني که اداره کننده امور خميني و در عين حال رابط ما بود، گفت شما چرا معطّليد و چرا مباني اعتقادي خودتان را که امام به برادرتان هم گفته اند، نمي نويسيد و منتشر نمي کنيد، تا اين ضدّيتها تمام شود؟ چندي قبل از اين به برادرم (کاظم شهيد) قبل از اين که به عنوان اولين سفير ايران بعد از انقلاب ضدسلطنتي در مقرّ اروپايي ملل متحد به ژنو برود، با خميني در قم ديدار کرده بود. در اين ديدار خميني به او گفته بود به برادرتان بگوييد، مباني اعتقادي خود را بنويسند و منتشر کنند. و حالا احمد همان را يادآوري مي کرد. من مي دانستم هدف او و پدرش، اذعان ما به ولايت و رهبري سياسي و ايدئولوژيک خميني است. به دليل اين که وقتي چند ماه بعد کلاسهاي تبيين جهان را براي بيان و انتشار عقايد و جهان بيني مجاهدين تشکيل داديم, تاب نياورد و با آن کودتاي سياه ضدفرهنگي  از ما انتقام گرفت.

سلسله مقالاتي در معرفي روز تاريخي سي خرداد سرآغاز مقاومت عليه رژيم ضد بشري ولايت فقيه , روز شهدا و زندانيان سياسي , در آستانه گراميداشت اين روز , براي مشتاقان آزادي كه هر راهي جز مقاومت براي به زير كشيدن فاشيزم مذهبي و قرون وسطايي حاكم بر ايران , انحرافي , فريبكارانه و خيانت به مردم ايران ميدانند.

آري آنجا كه همه راههاي مسالمت آميز در برابر انحصار طلبي و ديكتاتوري به بن بست مي رسند , آنجا كه جز تسليم و سازش ويا مقاومت و نبرد هيچ راه ديگري ممكن و متصور نيست, مقاومت آغاز مي شود. مقاومت به هر قيمت براي آزادي و استقلال و حاكميت مردمي, و در ميهن ما در سي خرداد 60 چنين شد. سي خرداد سر آغاز مقاومت در برابر توحش و خشونت:

نخستين گامها
وقتي انقلاب بهمن ۵۷ به پيروزي رسيد و خميني زِمام حکومت را به دست گرفت و زبانها و قلمها از بند رها شد, همه به اين اميد بودند که در روشناي خورشيد آزادي, بدون هيچ مانع و راهبندي, فعاليتهاي سياسي آزاد خواهد شد و داد به جاي بيداد و خودکامگي, خواهد نشست. اما هنوز  خونهاي شهيدان خشک نشده بود که  استبداد زير پرده دين, از همان ماههاي نخستين پس از پيروزي, تيغ آخته اش را نشان داد و  سفره چرمين ميرغضب, بارديگر گسترده شد و آسيب آن بيش از همه دامن مجاهدين را گرفت.

 سلسله مقالاتي در معرفي روز تاريخي سي  خرداد   سرآغاز مقاومت عليه رژيم ضد بشري ولايت فقيه , روز شهدا و زندانيان سياسي , در آستانه گراميداشت اين روز , براي  مشتاقان آزادي  كه  هر راهي جز مقاومت براي به زير كشيدن فاشيزم مذهبي و قرون وسطايي حاكم بر ايران  , انحرافي , فريبكارانه  و خيانت به مردم ايران ميدانند.
آري آنجا كه همه راههاي مسالمت آميز در برابر انحصار طلبي و ديكتاتوري به بن بست مي رسند , آنجا كه جز تسليم و سازش ويا مقاومت و نبرد هيچ راه ديگري ممكن و متصور نيست, مقاومت آغاز مي شود. مقاومت به هر قيمت  براي آزادي و استقلال و حاكميت مردمي  و در ميهن ما در سي خرداد 60 چنين شد. سي خرداد سر آغاز مقاومت در برابر توحش و خشونت:

امسال در سي امين سالگرد ۳۰خرداد۶۰, که با گردهمايي پرشکوه ويلپنت پاريس همزمان بود, باز هم به روال سالهاي پيش, و البته با شدّتي بيشتر, «مبارزه قهرآميز» مجاهدين, با شمشير آخته ايادي وزارت بدنام اطلاعات آخوندي و همپيوندان رنگارنگ آن روياروي شد. ازجمله, آخوند مصلحي, وزير اطلاعات بدنام آخوندي در يکي از تلويزيونهاي رژيم به نام «پِرس, تي, وي» در روز ۴تير, پاسدار نقدي, رئيس بسيح, پاسدار اخوان فرد, رئيس «بسيج حقوقدانان» رژيم و مهمان پرست, سخنگوي وزارت خارجه رژيم, در تلويزيون آخوندي در همان روز  ۴تير, و همپويان آنها, از جمله, فرخ نگهدار در سايت آيت الله «بي,بي,سي» در مقاله «۳۰خرداد, نتيجه يک اشتباه محاسبه فاجعه بار». 
اين بار نيز مانند سالهاي پيش مجاهدين را در تحميل «مبارزه قهرآميز» به رژيم مقصّر شمردند و همان ورد هميشگي شان را, که مجاهدين آغازکننده اين شيوه از مبارزه  بودند, تکرار کردند و براي گشوده شدن راه «مبارزه مسالمت آميز», قلع و قمع مجاهدين را خواستار شدند. همان درخواستي که رفسنجاني در نخستين سال آغاز «مبارزه مسلحانه» مجاهدين, باب آن را گشوده بود. رفسنجاني, در نماز جمعه ۱۸ديماه ۶۰, در اين باره گفته بود: «مي توانيم, درصورتي که محيطِ جنگ به وجود نياورند و آشوب به پانکنند, با آنها زندگي مسالمت آميز داشته باشيم؛ مي توانند حزب داشته باشند, روزنامه داشته باشند...»  دو هفته بعد, باز مدّعي شد:  «وقتي ”تروريسم“ بخوابد, ما زبانها و قلمها را, کاملاً, آزاد و مطمئن خواهيم کرد... آزاديهاي معقولي که در يک رژيم مردمي مي شود داد...» (روزنامه اطلاعات, ۳بهمن ۱۳۶۰).
۱۳۹۱ خرداد ۲۲, دوشنبه





كاربران شبكه هاي اجتماعي اين روزها شاهد رويدادي كم سابقه در فضاي مجازي بودند. خانمي به نام بهيه جيلاني كه چندين صفحه در فيس بوك دارد به ناگهان در يك جلسه وزارت اطلاعات كه براي درخواست اخراج مجاهدين از فرانسه, در پاريس تشكيل شده, ظاهر مي شود و سخنراني او در اين جلسه در يوتوب منتشر مي گردد. گردانندگان اين جلسه كه خود را «اعضاي سابق مجاهدين» مي نامند, از سالها قبل به خدمت وزارت اطلاعات در آمده و كاري جز جاسوسي عليه پناهندگان ايراني در كشورهاي مختلف و حمله و هجوم به مخالفان و چاقوكشي ندارند. 
انتشار خبرهاي مربوط به اين جلسه و سخنراني بهيه جيلاني در آن و اكنش گسترده اي را در فضاي مجازي و در محافل ايرانيان برانگيخت. بسياري از كاربران كه فريب ادعاهاي توخالي نامبرده را خورده و در صفحات وي مشترك شده بودند, ضمن حذف وي از صفحات فيس بوك, اقدام به افشاي او كردند. 
بهيه جيلاني روز جمه 8ژوئن در گفتگو با يك رسانه اينترنتي به نام «مردم», به شكوه و شكايت از كاربران فيس بوك پرداخته كه چرا چهره واقعي او را بر ملا كرده اند.
ايشان در روز روشن در جلسه وزارت اطلاعات سخنراني كرده و وقتي كاربران اقدام به افشاي او مي كنند, گلگي مي كند كه چرا او را عامل وزارت اطلاعات ناميده اند. نامبرده مدعي مي شود كه از همه جا بي خبر براي مراسم ختم! به اين جلسه دعوت شده و رفته بود: «حقيقتش اين بود كه من به يك مراسم ختمي دعوت شده بودم. كه مراسم ختم آقاي حائري و يكي از پدران ديگر افرادي كه از مجاهدين بريدند». 
اما درهمان گفتگو, چند ثانيه بعد, درباره وقايعي صحبت مي كند كه هيچ رسانه اي، حتي رسانه هاي رسمي و غيررسمي آخوندها از آن سخن نگفته است،  بهيه جيلاني در گفتگو با رسانه مزبور مي گويد همزمان با مجلس ختم, دادگاهي در پاريس به پرونده مجاهدين به اتهام ترور مقامات رژيم رسيدگي مي كرده است. 
از راست و دروغ اين خبر كه بگذاريم, بايد پرسيد كه اولاً: ايشان كه براي شركت در جلسه ختم رفته بودند, از كجا با خبر شدند كه دادگاه پاريس به چنين پرونده اي رسيدگي مي كند؟ خبري كه در هيچ رسانه اي ديده نشده و فقط روزهاي بعد سايتهاي زنجيره اي وزارت اطلاعات اقدام به انتشار چنين دعاوي نمودند و معلوم شد كه خانم جيلاني قبل از سايتهاي مربوطه، نسبت به اين دعاوي توجيه شده است. 
۱۳۹۱ خرداد ۱۷, چهارشنبه

روز سه شنبه 6 ژوئن وزارت اطلاعات يا گشتاپوي ملايان, با به كارگيري تعدادي از مأموران شناخته شده اش, اقدام به برگزاري يك اكسيون و برگزاري يك جلسه با درخواست اخراج مجاهدين از فرانسه نمود. 



اين اكسيون با نمايش تعداد انگشت شمار مأموران وزارت در منطقه سنت ميشل پاريس برگزار شد. شركت كنندگان در اين نمايش عبارت بودند از: محمد حسين سبحاني ـ غفور فتاحي ـ بتول سلطاني ـ  نسرين ابراهيمي ـ مهدي سجودي ـ محمودسپاهي ـ علي جهاني ـ محمد رزاقي ـ علي راستگو ـ مهدي خوشحال ـ نادر نادري ـ محمد كرمي ـ جواد فيروزمند, طيبي, حامد صرافپور, همايون كهزادي.


صحنه گرداني اين نمايش رسوا به عهده جهانگير  شادانلو بود كه مدارك مزدوري او در دادگاه پاريس افشا گرديد. وظيفه عكس برداري و گرفتن فيلم از اين نمايش بر عهده برخي از همين مأموران بود, كه عبارت بودند از: ادهم طيبي و يك بسيجي سابق به نام سعيد محمدياري, روح الله تاجبخش


اين نمايش, پس از 10 دقيقه جست و خيز مزدوران و بي اعتنايي عابران و شهروندان فرانسوي, تعطيل گرديد. 
۱۳۹۱ خرداد ۱۳, شنبه

به گزارش جيمي کرافورد در سي ان ان, يک دادگاه استيناف فدرال به وزير خارجه هيلاري کلينتون دستور داده است يک تصميم سريع در مورد اينکه آيا يک گروه مخالف ايراني را از ليست سازمانهاي خارجي تروريستي وزارتخارجه خارج ميکند بگيرد.


دادگاه استيناف آمريکا در شعبه کلمبيا به کلينتون ۴ ماه از جمعه داد تا درخواست مجاهدين خلق را براي خروج از ليست يا بپذيرد و يا رد کند و يا اينکه دادگاه يک حکم به اصطلاح منديمس صادر خواهد کرد و خودش اين گروه را از ليست خارج خواهد کرد.
دادگاه در حکمش گفت: ”به ما هيچ دليل کافي داده نشده که چرا وزير طي ۶۰۰ روز گذشته قادر نبوده تصميمي را اتخاذ کند که کنگره براي آن به وي ۱۸۰ روز مهلت داده بود”. ”چنانچه وي ظرف اين مدت (۴ماه) اقدام نکند درخواست براي حکم منديمس در مورد لغو نامگذاري (در ليست سازمانهاي خارجي تروريستي) پذيرفته خواهد شد”.
۱۳۹۱ خرداد ۱۲, جمعه

کساني‌که به‌جاي دفاع از حقوق مسلّم و انکارناپذير اشرفيان که در همه قوانين و کنوانسيونهاي بينالمللي به‌رسميت شناخته شده است، خواهان تسليم و زانو زدن مجاهدان اشرف در برابر ولايتفقيه و عوامل آن در عراق هستند؛ تمامي آنها، بدون شک، در خدمت همين رژيم و جبهه متحد ارتجاع و بخش ولايتفقيه در عراق، عمل مي‌کنند. 
چنآن‌که گفتم، اين فرومايگي‌ها نه ”في سبيل الله“ است و نه از سر ”عرق پرولتاريايي“ يا غيرت ملي. 
سراپا بيغيرتي و بيشرافتي است. دست تکان دادن و عشوه سياسي براي ارتجاع هار و وحشي است. 
ناديده گرفتن مرزبندي سرخ و خونين با دشمن ضدبشري است. مخدوش کردن مرز مقاومت با تسليم است. که از ابراهيم بت شکن تا اسپارتاکوس و زاپاتا، و از امام حسين تا مقاومت يونان و اسپانيا، و از بابک خرمدين و سربداران تا دليران تنگستان و ستارخان و اميرخيز، از برجستهترين دستاوردهاي بشريت است، از سوي هر کس که باشد، خائنانه و مشمئز کننده و دقيقاً در خدمت بقاي رژيم و بر ضد قيام و سرنگوني است. 
با هر بهانه و تحت هر عنوان و هر پوششي که در جبهه ارتجاع و بخش ولايتفقيه و پشتيبانان و دم و دنبالچههاي آن در سراسر جهان، ارائه شود، فرقي نمي‌کند و مضمونش همين است. در خدمت بقاي رژيم و بر ضد قيام و مقاومت براي رهايي است.

72  سال پيش ژنرال چارلز دوگُل  رهبر مقاومت فرانسه در حاليکه در تبعيد بسر ميبرد  شروع   مقاومت عليه نازيسم را اعلام نمود. صداي وي همچنان از طريق مقاومت ايران تکرار ميشود" هر اتفاقي بيفتد   شعله هاي مقاومت نبايد   خاموش  شود و نخواهد شد". سه دهه گذشته  بيشترين تلاطم بدترين  در خاورميانه رخداده است که چشم اين طوفانها ايران بوده است. عنصر اصلي که ميتواند تعادل براي صلح در منطقه را بوجود آورد يک سازمان پشتيبان دموکراسي بنام مجاهدين است که توسط رژيم تهران مورد تهديد قرار گرفته است.  اين گروه يک پيام رادر خلال مبارزه حماسي اش با فاشيست مذهبي در ايران مرتبا تکرار نموده : 
"تنها روش براي يک راه حل منطقي و عملي بحران ايران تغيير دموکراتيک توسط مردم ايران و مقاومت سازمان يافته اش مي باشد."  اين سخن اخيرا توسط کميته بين المللي عدالت که از 4000 پارلمانتر شامل پارلمان بحرين و سناي آلمان تشکيل شده است تکرار شد. 
با نگاهي به درسهاي گذشته ما درميابيم که در سه دهه گذشته با شکست انکارناپذير غرب در سياستش براي تعظيم در برابر ملاها روبرو بوده ايم. مفهوم تغيير ذات يک افعي براي بوسيدن و نه گاز گرفتن احمقانه بوده و گدايي براي يک موضوع منطقي از يک قاتل قرون وسطايي مردم ايران توهم است. طبيعت سيري ناپذير يک ستمگر بر پايه منشور "ولايت فقيه" و ادعاي نمايندگي خدا بر روي زمين و دستکاري مذهب بمنظور ايجاد يک فرقه ي بي سابقه در سراسر دنيا نميتواند با رقص ديپلماتيک خاموش شود.  
۱۳۹۱ خرداد ۱۱, پنجشنبه

تو نمي داني مردن
وقتي که انسان مرگ را شکست داده است
چه زندگي است.
الف. بامداد


گردن فرازان ورزش ايران زمين, که به رژيم اهريمني ولايت, « نه » گفتند,  و جاودانه شدند .
از چپ مجاهدان شهيد : فروزان عبدي ملي پوش واليبال,. صمد منتظري ملي پوش وزنه برداري و قهرمان آسيا, . حميدعترتي(علا کوشالي)عضو تيم منتخب فوتبال ايران,  مهشيد رزاقي فوتباليست  عضو تيم ملي اميد,  هوشنگ منتظر الظهور قهرمان كشتي فرنگي و عضو تيم ملي, حبيب خبيري ملي پوش فوتبال و كاپيتان تيم ملي ايران, ستارگان جاودان ورزش ايران كه در برابر ايلغار آخوندها قهرمانانه از شرف مردم ايران دفاع كردند. 
محمد بهروزي
۱۳۹۱ خرداد ۱۰, چهارشنبه




«اگر عمري باقي بود و امکاناتي به افشاي هر چه بيش‌تر سازمان و مجموعه روابط سازمان با قدرت‌ها و تلاش براي برگرداندن افراد سازمان خصوصا دو دل‌ها و مرددها و بالاخره حل شدن و محو شدن در مردم تحت رهبري امام. من هم محو خواهم شد در اين خط و تا حد توان در اين راه گام برخواهم داشت.» سعيد شاهسوندي,  روزنامه‌ي جمهوري اسلامي، ششم خرداد ۱۳۶۸»


چندى پيش دوست عزيزى مطلبى از سايت متعلق به علي کشتگر موسوم به "ميهن" را براى من فرستاد. عنوان آن "اشرف ايستگاه آخر" بود. با ديدن اين مطلب به اين نتيجه رسيدم که هر وقت فکر مي کنم که در هجوم تبليغات ضد مجاهدين همه برگها و ترفندهاي ممکن را ديده يا شنيده ام، بازهم آخوندها با رو کردن برگهاي ديگري، مرا غافلگير مي کنند!
به يکي از ياوه هاي "ميهن فروش" در اين نوشته توجه کنيد. نويسنده با اشاره به وقايع سال۱۳۶۵ و رفتن مسعود رجوي به عراق مي نويسد: «رجوي در آن دوره نه تنها به هشدار کساني چون “ابوالحسن بني صدر” و فرد با پرنسيبي چون دکتر قاسملو اهميتي نداد، بلکه در برابر مقاومت بعضي از سران مجاهدين در مقابل تصميم­ها و رفتارهاي بيمارگونه­اش، آن­ها را به حاشيه راند. صدور حکم اعدام براي “علي زرکش” – مسئول نيروهاي نظامي و از اعضاي کادر مرکزي سازمان – به علت مخالفتش با دستور طلاق­هاي دسته جمعي اعضاي مجاهدين و يا حذف “سعيد شاهسوندي” – از اعضاي قديمي و کادرهاي اصلي – به علت مخالفتش با حکم اعدام زرکش، نمونه­هايي از تصفيه­هاي دروني سازمان به حساب مي­آيد». 
وقتي نويسنده با پز چپ نمايي، و نام بردن از سعيد شاهسوندي و بني صدر به تکرار تبليغات نخ نماى وزارت اطلاعات رژيم ملايان استناد مي کند، ديگر بحث از يک ضد تبليغات معمولي گذشته و بيانگر ارتباط ارگانيک و سازمانيافته ميهن فروش مزبور با رژيم آخوندى است و با اين کار منزل و قرارگاه خود را در وزارت اطلاعات نشان مي دهد. 
۱۳۹۱ خرداد ۴, پنجشنبه

ديروز در سايت راديو فردا در فيس بوک مقاله اي  از روزنامه گاردين چاپ شده بود که توجه من را خيلي‌ به خود جلب کرد.  برداشت دلبخواه و كاملا مغرضانه  و نتيجه گيري  حكم صادره  به گونه ي قاضي صلواتي ! از سوي راديو فردا  عليه مجاهدين برايم عجيب نبود چون   چنين گزارشات مغرضانه اي در باره مجاهدين از اين راديو  سابقه دار است. آنچه كه براي من بسيارعجيب مي نمود , 
اين بود كه راديو فردا اين گزارش را به نقل از يك روزنامه مشهور خارجي نوشته بود كه معمولا به هيچ وجه يک‌تنه به قاضي نمي‌روند.
 براي همين تصميم گرفتم که به منبع اصلي‌ مراجعه کنم. وقتي‌ که مقاله گاردين را خواندم کاملا برداشت متفاوتي از اين مقاله کردم, چرا که  اين نوشتار يک نگاه عميق به هر دو طرف قضايا  داشت.  اين مقاله در باره  جزئيات قرارگيري نام سازمان مجاهدين  خلق ايران در ليست تروريستي بود و دلائلي که يک سري مقامات ارشد امريکايي از نظامي و غير نظامي  طرفدار سر سخت اين گروه هستند را عنوان ميکرد. و اصل صحبت اين مقاله بر سر حق آزادي بيان و ضايع نشدنش بود. 

باسلام
 اينجانب غلامرضا غلامحسيني عضو سنديکاي کارگران شرکت واحد مدت چهارماه در سالن 12 بند 4 زندان گوهردشت کرج با مرحوم منصور رادپور همبند بودم و بدليل شناختي که از آن مرحوم دارم، ايشان مبارزي پاکباز بودند که پس از درگذشت ايشان رسانه هاي به اصطلاح اصلاح طلب اراجيفي در مورد ايشان به چاپ رسانده اند، که از اين رسانه ها پخش چنين اراجيفي دور از ذهن نيست، زيرا گردانندگان اين سايتهاي خبري خود روزي در راس تصميم گيري حکومتي بوده و باعث نقض حقوق فردي و اجتماعي افراد مبارز بوده‌اند و مطالب عنوان شده با هزاران تن سريشم هم به مرحوم رادپور نمي چسبد. 
روحش شاد و راهش پر رهرو باد

روزنامه انگليسي گاردين  مقاله مفصلي  در تاريخ 22 مي  در رابطه با مجاهدين درج كرده است و با چند تن از شخصيتهاي سياسي و مقامات آمريكا كه دست اندركار پرونده نامگذاري تروريستي مجاهدين توسط وزارت خارجه آمريكا  هستند، مصاحبه كرده است .  حاميان مجاهدين در گزارش گاردين در دفاع از مجاهدين صحبت كرده اند و مزدوران لابي رژيم نيز ترس و وحشت خود از احتمال خروج مجاهدين از ليست تروريستي آمريكا را بر ملا نموده اند. 
رضا مرعشي  يكي  از اعضاي  شبكه لابي رژيم « نياك » است كه گاردين  در اين گزارش با وي  مصاحبه كرده  و وي  در وحشت از خروج مجاهدين  از ليست تروريستي وزارت خارجه آمريكا  حرف زده است.    حرفهاي رضا مرعشي و تلاشهاي اعضاي «نياك» طي روزهاي اخير بيانگر اين است كه  لابي رژيم به وحشت افتاده و در تلاش است  با شيطان سازي از مجاهدين و تبليغات دروغ جلوي  خروج از ليست مانع ايجاد كند.
 امّا در اين ميان, راديو فردا در نقش بلند گوي آخوندها ظاهر شده و با برداشتي كاملا آخوند پسند, بخشهايي  از گزارش گاردين را  كه به نفع خودش و البته رژيم  بوده، به صورت گزينشي درج   و روي سايت راديو فردا و  صفحه فيس بوكش  گذاشته بود كه  به دليل كامنتهاي اعتراضي ايرانيان نسبت به اين گزارش دروغ و مغرضانه  از صفحه فيس بوك حذف كرد!
۱۳۹۱ خرداد ۳, چهارشنبه

۱۳۹۱ اردیبهشت ۳۰, شنبه


خير نبينند از عمرشان آنهايي که شايع کرده بودند پرزيدنت بني‌صدر مرحوم شده و مراسمش را خانواده بي‌سر و صدا برگذار کرده‌اند! هزار بار شکر که معلوم شد بکلي دروغ و شوخي مخالفين قديم پرزيدنت بوده است. و خدا خير بدهد بي‌بي‌سي را که به‌مناسبت  سالگردي مصاحبه‌اي با پرزيدنت کرد و بر اين شايعه خط بطلان کشيد و آبي بر آتش دلهاي سوختة علاقه‌مندان تاريخي پرزيدنت ريخت.
بايد قبول کرد که زمينه هم براي شايعه‌سازان فراهم بوده، چون مدت‌هاي مديد بود که از پرزيدنت سر و صدايي به‌گوش نمي‌رسيد. در اين سالها رسم شده بود که هر وقت يکي از رجال يا علما مرحوم مي‌شد، يک راديويي با پرزيدنت مصاحبه‌اي ترتيب  مي‌داد، دربارۀ علت فوت و سوابق خانوادگي متوفي سؤال مي‌کرد و...  در حالي که در اين يکي دوسالة اخير، چهار پنج نفر از علماي  اعلام و رجال دولت اسلامي فوت شده بودند، خبري از پرزيدنت نشده بود.